همیشه سعی کردم اگه یکی به خونه ی مجازی من سر زد غمگین تر از چیزی که هست نشه پس همیشه شاد باشید ...

خداحافظ...همین حالا...همین حالا که من تنهام!
خداحافظ...به شرطی که بفهمی...تر شده چشمام!
خداحافظ کمی غمگین...به یاد اون همه تردید!
به یاد آسمونی که...منو از چشم تو می دید!
اگه گفتم خداحافظ...نه اینکه رفتنت ساده س...
نه این که میشه باور کرد...دوباره آخر جاده س...
خداحافظ...واسه اینکه...نبندی دل به رویا ها!
بدونی بی تو و با تو...همینه...رسم این دنیا...!


کاردو
تقدیم به همه مهمون های قشنگم که نه اشک ریختن و نه دیدن...
اشک دزدیدن های کثیف
سهم من از آینه ها همین شده
تا در میزنی باید که دزدیدشان
تنهایی که نمیتوانم
دست های آینه بزرگتر است

ده ثانیه تا انتها
پایانی بی سروصدا
بی خبر از هر شب و روز
من و یه شمع نیمه سوز
یکی گذشت از ثانیه
نه تای دیگه باقیه
ای کاش تو لحظه ای که رفت
می دیدمت یه بار دیگه
اون دور بود و تو حسرت
ثانیه ها که می گذشت
ای کاش تو این یه ثانیه
می بودنت نمی گذشت
ساعت می گه دو ثانیه
هشت تای دیگه باقیه
یه عمر نشستم منتظر
کی میگه اینا بازیه
فقیر بودن جرم منه
عاشق بودن تنها گناه
یه عمری چشم به در بودم
این آخرا هم چشم به راه
ساعت بازم بهم میگه
سه ثانیه رفته دیگه
خبر داری چه زود گذشت
مونده فقط هفت ثانیه
هی با خودم گفتم میاد
امیدتو ندی به باد
داد می زدم پس کی میاد
کسی جوابمو نداد
من موندم و دو ثانیه
ازم فقط این باقیه
هنوز نشستم منتظر
چشم امیدم ثانیه
آی ای کنون باد سحر
واسش ببر تو این خبر
بگو که من تا آخرین
خیره بودم
چشام به در
ثانیه نهم که رفت
مونده فقط یک ثانیه
سرت سلامت نازنین
از من یه لحظه باقیه
قسمت نشد ببینمت
شاید که لایق نبودم
منتظرت موندم یه وقت
نگی که عاشق نبودم
ثانیه ده گل یاس
راحت شدم
دیگه خلاص
آزاد شدم بیام پیشت
بی واهمه بی هیچ هراس
قشنگترین ثانیه ها
این ده تا بود
که زود گذشت
چون با خیال
.....تو.....
گذشت
شبی من
در فراقت گریه کردم
و مروارید اشکم را برایت هدیه کردم
تو
مروارید اشکم را
که چون یاقوت نابی می درخشید
پس فرستادی
و من تا صبح آن شب ناله کردم .
خودت گفتی
که من باید بمانم تا بیایی
ولی حالا !
نمی دانم چرا ؟ شاید پشیمانی
و من باور نکردم

دوست دارم از تو بنویسم دوست دارم به تو
بگویم که چقدر دوست دارم مثل حس بازی در کوچه
پس کوچه های کودکی مثل حس نیاز در سجده ام
ببخش که احساساتم مچاله شده شاید صدایم را
نشنوی پس می نگارم تا بدانی به اندازه دعاهای
شبانه ام دوستت دارم
من مانده ام ويک برگه ي سفيد!
يک دنيا حرف ناگفتني
ويک بغل تنهايي ودلتنگي...
درد دل من در اين کاغذ کوچک جا نمي شود!
در اين سکوت بغض آلود
قطره ي کوچکي هوس سرسره بازي ميکند!
و برگه ي سفيدم
عاشقانه قطره را به آغوش مي کشد!
عشق تو نوشتني نيست با تو...
در برگه ام, کنار آن قطره
يک قلب کوچک مي کشم!
وقت تمام است.
برگه ها بالا...
من اگه کسي رو داشتم ديگه در به در نبودم
باغم وغربت و اندوه ديگه همسفر نبودم
اگه زخم نخورده بودم تورو باور نمي کردم
توي اين حصار پر درد باهمه سر نمي کردم............!
..........*I?U**I?U**I?U*..........
..................*I?U*...................
..................*I?U*...................
..................*I?U*...................
..........*I?U**I?U**I?U*..........
.............................................
.......*I?U*..............*I?U*.......
...*I?U**I?U*.....*I?U**I?U*....
.*I?U*....*I?U*.*I?U*....*I?U*..
.*I?U*.........*I?U*..........*I?U*..
..*I?U*...........................*I?U*..
...*I?U*.........................*I?U*...
......*I?U*.....................*I?U*......
........*I?U*...............*I?U*........
...........*I?U*.......*I?U*...........
..............*I?U**I?U*..............
..................*I?U*..................
............................................
.........*I?U*..........*I?U*........
.........*I?U*..........*I?U*........
.........*I?U*..........*I?U*........
.........*I?U*..........*I?U*........
.........*I?U*..........*I?U*........
.........*I?U*..........*I?U*........
.........*I?U*..........*I?U*.......
. .........*I?U**I?U**I?U*.........
............................................
دوست دارم از تو بنویسم دوست دارم به تو
بگویم که چقدر دوست دارم مثل حس بازی در کوچه
پس کوچه های کودکی مثل حس نیاز در سجده ام
ببخش که احساساتم مچاله شده شاید صدایم را
نشنوی پس می نگارم تا بدانی به اندازه دعاهای
شبانه ام دوستت دارم
واي باران
باران
شيشه ي پنجره را باران شست
از دل من اما ،
چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سر بي رنگ ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ ،
مي پرد مرغ نگاهم تا دور ،
واي ، باران ،
باران ،
پر مرغان نگاهم را شست .
خواب روياي فراموشي هاست .
خواب را دريابم ،
كه در آن دولت خاموشي هاست .
من شكوفايي گل هاي اميدم را در روياها مي بينم ،
و ندايي كه به من مي گويد
(گر چه شب تاريك است
دل قوي دار
سحر نزديك است .)
دل من ، در دل شب ،
خواب پروانه شدن مي بيند .
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا مي چيند .
آسمان ها آبي ،
پر مرغان صداقت آبي ست
ديده در آينه ي صبح تو را مي بيند .
از گريبان تو صبح صادق
مي گشايد پر و بال
تو گل سرخ مني ،
تو گل ياس من ،
تو چنان شبنم پاك سحري !
نه ،
از آن پاك تري .
تو بهاري ؟
نه
بهاران از توست .
از تو ميگيرد وام
هر بهار اين همه زيبايي را
هوس باغ و بهارانم نيست
اي بهين باغ و بهارانم از تو !
گل به گل ،سنگ به سنگ اين دشت
يادگاران تو اند .
رفته اي اينك و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تو اند .
در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد
رفته اي اينك ، اما آيا
باز بر مي گردي ؟
چه تمناي محالي دارم
خنده ام مي گيرد !
***************************************************


















درد تنهایی خود را به که گویم
من که بر دست وبه پایم
به که گویم در این جامه خالی از عشق
بتنیدند گلی از گل ریحان
همه در تاب و خروشند
من به سان گلی از باغ گل یاس بدم
همه چون سرو به بالا نگرند
که ندانم چگونه به شکوفایی خود شاد شوم
و به فغان از دست هستی
که تواند که مرا شاد کند
که تواند که مرا یاد کند
و دل غم زده ام را
وصدای نفسم را ببرد تا که رسد بر دل یاران
به سرود غم هستی بسراید
من که خواهم ولی افسوس که نتوانم
آه......
از اینجا بروم


ســـــــــلام
چرا هر دفعه میای میخوای که یادم بیاری
میگی نامردی نکردی هنوزم دوسم داری؟
باشه باور میکنم کار تونامردی نبود ....
ولی قول بده دیگه میری و تنهام میذاری
شاید اشکایی که ریختم هنوزم یادت بیاد
کمی فکر کن یادته هیچکی به حرفام گوش نداد؟
کی میگه قلب منو شکستی و خوب نمیشه؟
دل من هنوز قشنگه دیگه دستاتو نمیخواد
هنوزم فقط واسه توچشمامو تر میکنم
نه نمیگم که شبو با یاد تو سر میکنم
خیلی سخت بودبفهمم دیگه مال من نمیشی
ولی باتموم ســختیش حالا باور میکنم
منو تو دوباره بازم خیلی خیلی خنده داره
من به یاد تو نشستم اما بارون نمیباره
یادته باهات که بودم یادته بارونی بودم؟
آخه دختر کجای کاری؟ حالا دیگه بهاره
آسمون هم دیدی تازه بیخیال ما شده؟
اگه بارون بباره شنیدی بیصدا شده؟
بعد رفتنت دلم خیلی شکسته میدونی؟
واسه برگشتن تو کارم فقط دعا شده
حالامنو تنهایی و شکوفه های آلبالو
ازم میپرسه آسمون اون عاشق دیونه کو؟
جواب ندارم که بدم بگم که بیوفایی کرد؟
بگو هنوز دوسم داری خودت به آسمون بگو
بهونه های الکی ، گریه های دروغکی
بازم که اشک تمساح،،، ایندفه واسه ی کی؟؟؟
یه قلب سنگی و سرد با تو باید چیکار کرد؟؟؟
تو عاشق غروبی آخره هر چی نامرد
دلم چشاتو نمیخواد ، هیچکی اینو یادم نداد
اشک نریز دروغکی گریه به چشمات نمیاد
میگن عاشق زیاد داری دوستی های سرکاری
حالا واسه کدوم یکی میخوای که تنهام بذاری؟؟؟
نامردی توی خونته چشمای مهربونته
هر کی که عاشقت میشه بخاطر زبونته
میخوای بری؟؟؟ جهنم، شر تو از سرم کم 
ببخش ولی عزیزم اگه گناهی کردم
نه خوشگلی نه خوشبخت برو خیالتم تخت 
من از تو دل بریدم اما بدون خیلی سخت
خوش باشی هر جا میری حال اونم نگیری؟؟؟
بازم خالی نبندی نگی واسش میمیری 
بخدا راضی به زحنت نبودم من که تشنه ی محبت نبودم
همیشه تعارفای الکی با تو هیچ موقعی راحت نبودم
حتی چشمات نفسم بود بی تو خونم قفسم بود 
من که هیچکس و نداشتم دست تو همه کسم بود
حالا میری برو ولی تو رو به عشق بدلی
دیگه کسی رو گول نزن با اون چشای عسلی
عشق حسادت میاره یه جوری عادت میاره
اگه بره سفر برات ننگ خیانت میاره
شانس منو ببین چه زود خیانت قشنگی بود
عاقبت عشق اینه تنهایی با دلی حسود
تنهام بذار لعنتی بدون هیچ صحبتی
عشق کیلویی چنده؟؟؟ الهه ی نفرتی


میگی مال هم نبودیم آره باهات موافقم
منم یکی مث خودت خیال نکن که عاشقم
یه قلب و احساس فجیع کمه برای عشق تو
هیچی واسم نمونده و اینه بهای عشق تو
شکست یه غرورم چه تلخ بی پناهی
خودت گذاشتی رفتی نگو که چشم براهی
نه از دیار موندنه عشق واسه شکستنه
عاقبت هر عاشق پنجره ای رو بستنه
پنجره ها بسته شدن یه انتخاب اشتباه
دو تا مقصر بزرگ یه سرنوشت بی گناه
آره باهات موافقم برو به سمت روزگار
بگو دلت با هام نبود بیخیال قول و قرار
عوض شدی عوض شدم آخه دیگه بزرگ شدم
دیگه تو رو نمیخوامت میرم پی ِ کار خودم
یه روزی عاشقت بودم حالا میری خوب به درک
امکان نداره بازم من، memory،flash back 
من و به بازیات نگیر من دیگه بچه نیستم 
سادگی هم حدی داره من که یه هرزه نیستم
میشد همیشگی باشم حیف که لیاقت نداری
اصلا چرا از تو میگم ارزش صحبت نداری
بذار بگم تلافی سخت تر از گذشته 
راحت میشه یکی بگه گذشته ها گذشته
امروز تلافی میکنم همه گذشته ها رو
حالا همه رفتن و بازم موندیم من و تو
بازم تو و کوچه ها بازم منو پنجره
بازم نگاه عاشقت برای من منتظره
پنجره رو میبندم و صدای خند ه ای بلند
با گریه فریاد میزنی حقمه خوب تو هم بخند
آهنگ وبالا میبرم صدای گریه هات نیاد
توی دلم بهت میگم گذشته ها یادت میاد؟؟؟
یه روزی گریه کردمو گفتم به عشقمون نرو
حالا باورت نمیشه من میزنم این حرفا رو
من هنوزم همونم دختر آروم قصه
نه تنفر هم ندارم آخه نفرتم یه حسه
!!!!!



توی کوچه ها ی شهرم دادی دستا تو تو دستم
دوست دارم ببوسمت باز ولی حیف بد جوری خستم
چشامو دارم میبندم حس کنم همیشه هستی 
تو هنوزم بی خیالی آخه چشماتو نبستی
دستاتو بهم نزن من هنوز داغ تنم 
از این جلوتر که بیای قید چشاتو میزنم
بسه بو سه روی دستام وسط خیابونه
ا
مشبو تا آخر عمر همیشه یادم میمونه
دیدی هنوز یادمه؟؟؟ بی خیال گذشته
از رو تلافی هم شده گذشته ها گذشته


ای خدا!!!!!!!!!
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ
ــ
پس از رفتنت آرزوهایم را دفن خواهم کرد
دفتر خاطراتم را به آب خواهم انداخت 
قاب عکس اتاقم را به پستوی زمان خواهم سپرد
نبودنت را باور خواهم کرد و ...
اجازه ورود هیچ نگاهی را به رویاهایم نخواهم داد
اما کاش قبل از رفتنت به گنجشکهای باغ بسپاری که....
برق عشق را در چشمانشان نگاه دارند
شاید رفتنت را برگشتی دوباره باشد
دوستت دارم زمانی احساس می کردم که تو را
می پرستم ولی لحظه ای احساس می کردم که از تو
بیزارم اما اکنون که از تو دورم احساس می کنم
که از صمیم قلب دوستت دارم
عشق يعني بي کسي در بي کسي ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني از بدي عاري شدن ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اشک از چشم دلت جاري شدن ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني روزو شب در جستجو ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني با مرادت گفتگو ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني نفس خود را هي کني ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راه دشوار جنون را طي کني ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني سر فداي راه دوست ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني هر چه داري مال اوست ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

به خاطرت قلبم و زنجیر کردم و قفل زدم تا کسی به جز تو وارد نشه
خیلی دوستت دارم با تمام وجود
تمام افکارم را درک می کنی
کارهایم را درک می کنی
با تو بودن شادی آور است
پر ز هیجان هستی
نیرومند
مهربان
باهوش
راستگو
با احساس
و خلاق
تو همانی
که زندگیم را به دستاش می سپارم
تو همانی
که می خواهم
همیشه در کنار او باشم
تو عشق من هستی
بنام سکاندار کشتی عشقم
بنام خدایی که جدایی را نصیب عاشقان کرد
دوستم داشته باش شاید فردایی نباشد
افسوس که خاطرات در قلب می پوسد
قلبم تقدیم به یک نگاه تو باور کن
کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید
اخرین دیدار تو اولین غم من است
بسته ام در خم گیسوی تو امید دراز
شاه نشین چشم من تکیه گاه نگاه توست
ای نوازش تو بهترین امید زیستن
اگر خدا بودم فقط تو را می افریدم
تا بدانی که دوستت دارم
بی تو هرگز با تو همیشه
غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یک عمر بی نصیبیم
تا حالا هیچ به این موضوع فکر کردی :
که از این دنیا چی می خوای ؟ حتما می گی : درس می خونم میرم سرکار
بعدش چی ؟ واسه کی واسه چی زنده ای ؟ برای خودم سواله کاری به کار دیگران ندارم
هیچ چیزم کم نداشتم وندارم هر چی که بخوام و اراده کنم بدست میارم
اما واسه چی ؟ به خاطر کی؟
خیلی دیر اومدم اما زود دارم میرم خیلی اشک ریختم اما زیاد نخندیدم
خیلی غصه خوردم واسه کسی هم درد دل نکردم خیلی حرفا شنیدم اما زخم زبون نزدم
خیلی تنها بودم اما می دونم تنهایی هم عالمی داره می دونم دل من دیگه طاقت نداره
وقتی به خودم فکر می کنم اشکام جاری می شه این چه سرنوشتیه همش غم و غصه
که چی بشه تو این دنیا به هر کی دل می بندی یه روزی می ذاره میره
پس غم چی رو میخورم خودمم نمی دونم آخه انسان چیه؟
از چی بوجود اومده دلش سنگه یا ..............
هزاران دلیل و اماهای دیگر اما دیگه هیچ اهمیتی نداره
چون بد جور دلم گرفته بد جوری دلم لک زده واسه اون روزهایی
که به هیچ چیز فکر نمی کردم اما حالا حتی واسه نوشتن هم دلم تنگه
واسه یه لبخند خوب و شیرین واسه .............
اگه سنگدلی رسم زمونه هستش پس اشک ریختن آدما واسه چیه
حسرت خوردن دیگه چیه ؟ تا می تونی خوش باش چون یه روزی می رسه که می گی
توی خونه تنهام بیرون تنهام توی فکردن تنهام من همیشه تنهام آتیش میگیری وقتی
یه دوستی اینو بهت میگه آتیش میگیری وقتی می بینی یه دوستی بد جوری غم وغصه داره
اما فقط میتونی بهش بخندی یه لبخند تلخ و مسخره وار
چون می دونی تو هم یه روزی مثل اون می شی چون اونم یه روزی مثل تو بود.........
شب دوباره بر سرم آوار شد.بین ما هر پنجره دیوار شد.آن که اول
نوش دارو می نمودبر لب ما زهر نیش مار شد. عیب از ما بود از
یاران نبود.تا که یاری یار شد بیزار شد.یاوری ها بار منت شد به
دوش دست ها آغوش نه افسار شد.عاقبت با حیله ی سوداگران
عشق هم کالای هر بازار شد. آب یکجا مانده ایم. دریا کجاست.
مردم از بس زندگی تکرار شد.
اینجا که میتونم باهات حرف بزنم؟!اینجا که دیگه کسی صدام و نمیشنوه! اینجا که کسی لب خونی نمیکنه..
خودت بودی٬همونی که دستام و گرفتی تو دستات و گفتی همیشه پیشم بمون!
خودت بودی٬همونی که قسم میخوردی به مهربونی خدا و میگفتی که دوستم داری...
خودت بودی٬ همونی که چشات و میبستی و میومدی جلو تا روی گونت بوسه بزنم! اما من ....
خودت بودی٬همونی که هرچییی که خواستی بهم گفتی و منم خندیدم و بهت گفتم :چششم!
خودت بودی٬همونی که میگفتی تو شاهزاده ی توی قصه ای و من سیندرلا!
خودت بودی٬همونی که پنهونی سر روی شونه های غریبه میزاشتی!
خودت بودی٬همونی که دلش و داد به غریبه و فراموشم کرد!
خودت بودی٬همونی که من و تنها گذاشت و نفهمید که خودش تنها شده!
خودت بودی ٬همونی که روزات و با اسم من شروع میکردی و شبا با یادم به خواب میرفتی؟!
خودت بودی٬همونی که بهم میگفت به هیچکس اعتماد نکنم حتی به تو...
خودت بودی ٬همونی که دستام و تنها گذاشت درست موقعی که میلرزیدم!میترسیدم!
خودت بودی٬همونی که بدن بدون نبض من و توی خاک گذاشت و برام اشک هم ریخت!
خودت بودی٬همونی که باورم کرد و حالا...
خودت بودی٬ خودت بودی! همونی که توی فال عاشقم بودی و ازم دلخور...
خودت بودی٬ خودت خودت خودت..
انکار میکنی باز؟!!!!!
دفتر عشق که بسته شد
ديدم منم تموم شدم
خونم حلال ولي بدون
به پاي تو حروم شدم
اوني که عاشق شده بود
بد جوري تو کار تو موند
براي فاتح دلت
حالا بايد فاتحه خوند
تموم وسعت دل رو
به نام تو سند زدم
غرور لعنتي مي گفت
بازي عشق رو بلدم
از تو گله نمي کنم
از دست قلبم شاکيم
چرا گذشتم از خودم
چرا غرق تاريکي ام
دفتر عشق که بسته شد
ديدم منم تموم شدم
خونم حلال ولي بدون
به پاي تو حروم شدم
دوست ندارم چشماي من
فردا به آفتاب باز بشه
چه خوب ميشه تصميم تو
آخر ماجرا بشه
دست و دلت نلرزه
بزن تير خلاص رو
از اون که عاشقت بود
بشنو اين التماس رو ...
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ...
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
من / عشق
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
من / عشق

عشق يعني خون دل يعني جفا![]()
عشق يعني درد و دل يعني صفا
عشق يعني يك شهاب و يك سراب![]()
عشق يعني يك سلام و يك جواب
عشق يعني يك نگاه و يك نياز![]()
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني تا ابد فاني شدن![]()
عشق يعني عابد و زاهد شدن
عشق يعني همچو ليلا خون شدن ![]()
یا چو مجنون راهی صحرا شدن
عشق یعنی تیشه فرهاد ها ![]()
عشق یعنی عالم فریاد ها
عشق یعنی زخم کوه بیستون![]()
عشق یعنی ناله های درد و خون
عشق یعنی در جهان رسوا شدن ![]()
عشق یعنی یکه و تنها شدن
عشق یعنی التماس و انتظار![]()
عشق یعنی تا ابد با من بمان
میخندم اما خنده ام تلخه میدونی
می گریم اما گریه از درده میدونی
خنده ام برای پوچیه دنیاست میدونم
گریه ام برای عشق بیهودست میدونم
از تن تو كه مي گذرم.........حرفاتو باور مي كنم
سر رو شونت كه مي ذارم...........خستگيمو در مي كنم
ميون اين فاصله ها .........بودن تو يه نعمته
حتي اگه يه شب باشه.........سفر با تو غنيمته
شب سفر يه حادثه ست..........براي تو براي من
يه فرصت بدون شرح .........واسه دوباره ما شدن
آخر اين جاده كجاست.......عبوره يا رسيدنه
حتي دروغ ولي بگو ...........كه اين شبا مال منه
از تن تو كه مي گذرم.........حرفاتو باور مي كنم

من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

ای نگاهت رونق فردای من
در تو معنی میشود دنیای من
ای کلامت بهترین اثبات عشق
با تو ماندن آرزو ، رویای من
![]()

عشق *
عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، 
عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن ، 
عشق یعنی عقل و دین را باختن 
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ، 
عشق یعنی گم شدن در باغ دل 
عشق یعنی تو ملامت کن مرا، 
عشق یعنی می ستایم من تو را 
عشق یعنی در پی تو در به در ، 
عشق یعنی یک بیابان درد سر 
عشق یعنی با تو آغاز سفر ، 
عشق یعنی قلبی آماج خطر 
عشق یعنی تو بران از خود مرا ، 
عشق یعنی باز می خوانم تو را 
عشق یعنی بگذری از آبرو ، 
عشق یعنی کلبه های آرزو 
عشق یعنی ....................*؟؟؟؟؟


