دوستت دارم
دوست دارم از تو بنویسم دوست دارم به تو
بگویم که چقدر دوست دارم مثل حس بازی در کوچه
پس کوچه های کودکی مثل حس نیاز در سجده ام
ببخش که احساساتم مچاله شده شاید صدایم را
نشنوی پس می نگارم تا بدانی به اندازه دعاهای
شبانه ام دوستت دارم
امتحان عشق
در جلسه ي امتحان عشق
من مانده ام ويک برگه ي سفيد!
يک دنيا حرف ناگفتني
ويک بغل تنهايي ودلتنگي...
درد دل من در اين کاغذ کوچک جا نمي شود!
در اين سکوت بغض آلود
قطره ي کوچکي هوس سرسره بازي ميکند!
و برگه ي سفيدم
عاشقانه قطره را به آغوش مي کشد!
عشق تو نوشتني نيست با تو...
در برگه ام, کنار آن قطره
يک قلب کوچک مي کشم!
وقت تمام است.
برگه ها بالا...
